نگاشته شده توسط: kouhban | می 10, 2008

گزارش برنامه غار كهك مورخ 7/10/1386

 

افراد شركت كننده:

1- حسام نوريان (8312053)                          2- فرهاد صفار مدل(8227803)

3- آرمين درويش (8333040)                          4- شايان شفيعي نژاد (8333043)

5- حسن يدالهي (8327041)                         6- احسان عسگريان (8231812)

7- پيمان كريمي (8231042)                          8- حشمت‌الله ميرزايي (8312040)

9- سيد حسين پورشايسته‌فر (8328031)        10- محمد شمشيري (8128014)

11- مهدي زمردي (8128010)                         12- پويان قاسمي (8333051)

به اضافه مربي و مهدي مصطفي‌لو به عنوان راهنما

آدرس غار:‌ بعد از قم به سمت سلفچگان – اصفهان – اراك، جاده فرعي سمت راست به سمت سيمان دليجان، دوباره جاده فرعي سمت راست به سمت سيمان دليجان، سپس روستاي راوه را رد كرده و جاده به سمت غار كهك ادامه مي‌يابد.

ما ساعت 6:45 از درب رشت پشت دانشگاه راه افتاديم و 10:45 ؟ دهنه غار بوديم. پاكوب به سمت دهنه غار كاملاً مشخص است و 5 دقيقه راه بيشتر نيست.

دهنه غار از پايين دامنه كوه اصلاً مشخص نيست و تنها در صورتي دهنه ديده مي‌شود كه دامنه كوه را بالا رفته باشي. غار دو دهنه دارد كه يكيش بسيار كوچك است و قابل رد شدن نيست و از دهنه ي ديگر ما با استفاده از نردبان طنابي پايين رفتيم، نياز به حمايت نبود ولي به علت ترس بيشتر بچه‌ها، اكثراً با حمايت پايين رفتند. مسير به سمت ته غار، بسيار لغزنده است و بدون چراغ پيشاني احتمال خوردن زمين و مرگ و وجود دارد و داشتن چراغ پيشاني براي تك تك شركت كنندگان ضروري است

در مسير‌هايي از غار احتمال سر خوردن و رفتن در چاه هفت الي هشت متري بسيار زياد است. كه يكي از بچه‌ها به سمت چاه سر خورد ولي راهنما (آقاي مصطفي‌لو) پايش را دم دهنه چاه گذاشته بود و مانع از حادثه شد. بعد از 15 دقيقه به تالار 2 غار مي‌رسيم. لازم به ذكر است كه تا تالار 2 غار مسير كاملاً مشخص بود. بعد از تالار 2 بايد يك ديواره را بالا مي‌رفتيم و مسير بسيار تنگ مي‌شد. علت اين كه ساختار غار به اين صورت است، اينه كه: آب از دو سوراخ  به فاصله 50 متر به غار نفوذ كرده و چنين شكلي به غار داده است و به همين علت عده‌اي در آن جا موش نيز ديده بودند. بعد از تالار 2 غار مسير به سمت تالار آينه كه در واقع انتهاي غار است، به سمت پايين بود. مسير به حدي تنگ است كه گاهي يك كيف كمري هم اضافه است و براي آب خوردن تنها يك بطري كوچك كافي است مسير در ادامه طوري بود كه در بعضي جاها بايد به پشت مي‌خزيديم. براي افرادي كه سنگنوردي كار نكرده باشند. بقيه‌ي مسير خطرناك است و بايد دست به سنگ خوبي داشت. مسير پايين مي‌رفت و دست به سنگ راحتي داشت و نهايت به تالار آينه ختم مي‌شد. البته از تالار 2، دو مسير براي رسيدن به تالار آينه وجود دارد كه يكيش تنگ‌تر و دست به سنگ راحت‌تر و ديگري بازتر و دست به سنگ سخت‌تر دارد كه ما رفت و برگشتمان از اولي بود. از تالار 2 ما تيم حمله 4 نفري (مهدي زمردي، شايان شفيعي نژاد، راهنما، حسام نوريان) تشكيل داديم و رفت و برگشتمان از تالار 2 تا تالار آينه 45/1 طول كشيد و وقتي به دهنه غار رسيديم، هنوز چند تا از بچه‌ها در حال بالا رفتن به سمت دهنه غار بودند و ساعت 30/2 همگي بيرون بوديم. لازم به ذكر است كه بدون راهنما، رفتن به غار خطرناك است و تشخيص مسير رفت و برگشت بين تالار 2 و تالار آينه بسيار سخت است. البته همراه با ما گروه ديگري به غار آمده بودند كه اگر آن‌ها نبودند شايد 15 دقيقه زودتر مسير بين تالار 2 و تالار آينه را طي مي‌كرديم. هوا در داخل غار بر عكس هواي بيرون بسيار گرم بود و تنها با يك تي‌شرت مي‌توانستيم در غار باشيم. داشتن كلاه كاسك ضروري است ولي چون ما به تعداد نداشتيم، عده‌اي براي دفع ضربه از كلاه پشمي نيز استفاده كردند. بهترين كفش نيز براي جلوگيري از سرخوردن Sportex مي‌باشد. بردن لباس گرم به غار كار غلطي است.

در نهايت ما 7 شب تهران بوديم.

سرپرست برنامه و نگارنده: حسام نوريان

نگاشته شده توسط: kouhban | می 9, 2008

جغرافیای طبیعی ایران

سرزمین ایران با مساحتی معادل 195/648/1 کیلومتر مربع به عنوان هفدهمین کشور وسیع جهان، بخشی از گسترة جغرافیایی ایران زمین است که در غرب آسیا بین دریای معتدل خزر (مازندران) و دریای گرم و نیمه گرمسیری عمان و خلیج فارس (دریای پارس) قرار دارد. نجد ایران که با نام فلات ایران شناخته شده است، پیشینه زمین شناسی و موقعیت چغرافیایی ویژه، چشم اندازهای بیکرانی از رشته کوه‌های عظیم، جنگل‌های پهناور، بیابان‌های لم‌یزرع، دشت‌های حاصل خیز و تالاب‌های بزرگ و کوچک بسیاری دارد و این گونه شرایط اقلیمی متنوع را پدید آورده است. در حوزه خلیج فارس حداکثر گرمای هوا به 52 متر پایین تراز سطح دریاهای آزاد است، در حالی که در میان کوه‌های ایران، بیش از یکصد قله با ارتفاع بالای چهارهزار متر و قله دماوند با 5671 متر دیده می‌شوند.
- ریخت شناسی عمومی
ایران سرزمین مرتفعی است که در بخش میانی کمربند چین خورده آلپ- هیمالیا قرار دارد. این رشته ارتفاعات عظیم که از اروپا تا آسیای مرکزی ادامه پیدا می‌کند، در ایران به دو شاخه کوه‌های البرز تقسیم می‌شود. شاخه جنوبی، رشته زاگرس را می‌سازد. این رشته در جنوب شرقی به صورت سدی، تمام سواحل خلیج فارس را می پوشاند تا به رشته مکران وصل و وارد خاک پاکستان شود.
شاخنه شمالی، رشته البرز را به وجود آورده است که از شمال، حوزه‌ داخلی را از دریای مازندران و پس از اتصال به رشته کوه کپه داغ که امتداد شمال غربی- جنوب شرق دارد از صحرای قره قوم و خوارزم جدا می‌کند، در این نواحی قسمتی از رشته کوه‌های خاوری ایران با راستای شمالی –جنوبی که بین بلوک هلمند (هیرمند) در شرق قرار دارد از شمال به کفه‌های خواب و از جنوب به رشته مکران می‌رسد و حصار اطراف حوزه مرکزی ایران را کامل می‌کند.
رشته سوم، در قسمت میانی رشته البرز و زاگرس با راستای شمال غربی- جنوب شرقی در داخل پهنه فلات مانند مرکزی، ضمن برخوورد با هسته‌های وجود مرکز ایران، اشکال متنوعی از حوزه‌های بسته یا دریاچه‌ای به وجود می‌آورد که ریخت شناسی کنونی دشت‌های اخلی را شکل داده است.
به طور کلی رشته کوه‌های البرز و زاگرس و کوه‌های فلات مرکزی کشور را از نظر توپوگرافی (پستی و بلندی) به بخش های عمده زیر تقسیم می کند:
1. مناطق کوهستانی که شامل نواحی زیر پوشش دو رشته کوه اصلی و دیگر کوه‌های واقع در فلات مرکزی است.
2. فلات مرکزی که میان رشته کوه‌های مذکور قرار گرفته و در آن بزرگ‌ترین کویرهای ایران؛ دشت کویر و کویر لوت و نیز دشت‌های آبرفتی حوزه‌های آبریز بسته، دریاچه‌ها و نمکزارهای متعدد دیده می‌شود.
3. منطقه خوزستان که ادامه دشت بین النهرین است و هم چنین دشت های ساحلی جنوب ایران که در سواحل خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد.
4. مناطق ساحلی دریای خزر که به وسیله دیواره عظیم البرز، از سایر نقاط کشور تفکیک شده است (رهبر، 1380، ص 2 و3).

 

 
 
   نوشته شده توسط: كوهبان
نگاشته شده توسط: kouhban | می 9, 2008

کوله پشتی ات کجاست؟

کوله پشتی ات کجاست؟
کفش کوه و کیسه خواب
بادگیر و قمقمه
یک کمی غذا و آب
***
راه ، خاک ، خستگی
دره، تنگه ، چشمه، رود
قله، آرزو، امید
سنگ و صخره و صعود
***
بچه ها! در این سفر
کوله را سبک کنید
توشه مهم ماست
مهربانی و امید
***
بچه ها! خدا خودش
سر گروه ما شده
می رویم و راهمان
از زمین جدا شده
***
آخرین پناهگاه
روی قله خداست
راستی فرشته ها!
قله خدا کجاست؟
***
خیمه می زنیم ما
رو به قله های نور
از زمین ولی چقدر
دور دور دور دور
***
مانده روی کهکشان
رد پای بچه ها
رفته رفته ، رفته اند
تا سپیده ، تا خدا
 
با تشکر از خانم عرفان نظر آهاری برای ارسال این شعر زیبایشان
نگاشته شده توسط: kouhban | می 9, 2008

اکوتوریسم و طبیعت ایران

اکوتوریسم و طبیعت ایران – طبیعت گردی . 

                

   

اکوتوریسم یا بوم‌گردی، گونه‌ای از گردشگری است که در آن گردشگران برای دیدار از مناطق طبیعی نامسکونی و دست‌نخورده جهان سفر می‌کنند و به تماشای گیاهان و پرندگان و ماهی‌ها و دیگر جانوران می‌پردازند. به این‌گونه از گردشگران که به دیدار از زیست‌بوم و طبیعت می‌پردازند، نام اکوتوریست یا بومْگرد داده شده است. بسیاری از کشورها بخش هنگفتی از درآمد خود را از بومگردان خارجی تأمین می‌کنند. گروه‌های بزرگ دیگری نیز هستند که سرگرمی‌شان سفر به جاهای دور و جست‌وجو و به کمین نشستن برای دیدن گونه‌ای پرندهٔ کمیاب و گرفتن عکس از آن است. به آن‌ها پرنده نگر می‌گویند. وبسیاری دیگر به اعماق دریاها رفته و به غواصی می‌پردازند. اصلی‌ترین فعالیت توریسم بر پایه طبیعت  می‌باشد که بنا به تعریف سفری است مسئولانه به مناطقی طبیعی که حافظ محیط زیست بوده و باعث بهبود کیفیت زندگی مردم محلی گردد. اکوتوریسم حداقل آسیب را به طبیعت و فرهنگ منطقه وارد می‌کند.

به اذعان بسیاری از گردشگران و متخصصان،  ایران سرزمین تقابلها و تضادها است .کشوری که می توان۲۷متر زیر سطح دریا بود  و تا ۵۶۷۱متر بالاتر از سطح دریا،بر فراز بلندترین قله اورآسیای غربی این سرزمین را زیر نظر گرفت .. کشوری که می توان میزان بارندگی سالانه ای در حدود ۲۰۰۰میلیمتر را در نواحی خزر و میزانی از همانرا به  میزانی معادل صفر را  در کویر مرکزی مشاهده نمود ..می توان جنگلهای غنی و سرشار خزر را با دشتهای بزرگ کویری را  به یکجا داشت میتوان به یک فصل اختلاف دمای معادل منهای ۳۵ درجه را تا بیش از مثبت ۴۵ درجه را به یکجا و یک زمان تجربه نمود ..کشوری که خود در چهارراه مهاجرتی در آسیا و بین شرق و غرب و شمال و جنوب واقع گردیده …کشوری که کرانه کامل خلیج همیشه فارس را به طول بیش از ۱۶۰۰کیلومتر و شمال را به طولی بیش ۸۰۰ کیلوتر در اختیار دارد ..کشوری که ۱۰ پارک ملی ،۵اثر طبیعی ملی،۲۶ پناهگاه زنده حیات وحش ،۴۷ منطقه حفاظت شده ، بیش از ۷۰۰۰ گونه گیاهی با اقلیت ۲۰درصد بومی آن ،بیش از ۵۰۰ گونه از پرندگان با اقلیتی کمی بیش از ۲۰ درصد ،در حدود۳۲۵ گونه آبزی را در جنوب و ۹۳درصد ذخیره ماهیان خاویاری جهان را در شمال ،بیش از ۱۴۸ گونه جانوری شاخه پستانداران را با اقلیتی بومی و ۱۵ درصدی و ظرفیتهای بی نهایت و جاذبه های طبیعی و هر انچه در مفهوم اکوتوریسم می گنجد را  به یکجا دارد .

 

 
 
  ارسال کنندهقاسم محمد زاده
نگاشته شده توسط: kouhban | می 9, 2008

چرا باید صخره نوردی کنیم؟

اولین چیزی که مردم در باره صخره نوردی به زبان می آورند این عبارت است:
“دیوانه شده ای؟ خیلی خطرناکه”
اما اجازه ندهید اینگونه اظهار نظرها روی شمایی که می خواهید صخره نوردی را شروع کنید تاثیر منفی گذاشته و ماءیوستان کند.اگر یکبار این کار را انجام دهید، خواهید فهمید که چرا عده ای به آن معتاد شده اند.در این مقاله سعی داریم تا برخی از علل علاقه بیش از حد برخی را به این ورزش مهیج را بررسی کنیم.صخره نوردی هرگز خسته و کسل کننده نیست
راههای زیادی برای صعود وجود دارد و اگر در کشور محل زندگیتان به صخره ها و پرتگاه های زیادی دسترسی دارید، میتوانید بالا رفتن از دیواره های سنگی زیبایی را که مجموعه ای بی نظیر هستند تجربه کنید! برای دریافت بهتر این مساله سری به عکسهای موجود در اینترنت از صخره های بزرگ و زیبای دنیا بزنید.فعالیت بدنی بسیار
هر روزی که شما مشغول صعود هستید یک فرصت است تا تواناییها و مهارتتان را محک بزنید.هربار باید خودتان راروی صخره ها به سمت جلو و بالا بکشید (بله، هر لحظه…دوباره و دوباره…)

در هر مرتبه باید راههای جدید و حتی سخت تر را پیدا و کشف کنید .بسته به توانایی فیزیکی و ریسک پذیریتان میتوانید بفهمید که هیچ راهی آنقدر ها هم که فکر میکنید سخت و صعب العبور نیست.

ماجراجویی و رهایی
اکثر صعودکنندگان حس خود را در هنگام صعود چیزی شبیه رهایی و آزادی مطلق در عین ماجراجویی تعبیر میکنند. حسی که شما را قادر میسازد تا هر زمان و هر جا که میخواهید بالا بروید و به چیزهای بزرگی برسید!

طبیعت زیبا و چشم انداز بی نظیر
هنگامی به دنبال کشف و پیدا کردن راههای جدید صعود هستید، بی تردید با صحنه های دلپذیر و زیبایی از طبیعت دست نخورده روبرو می شوید و بی آنکه بخواهید در حافظه تان ثبت می گردد. وقتی یکبار به قله برسید و در آن فضا تنفس کنید و در فضایی که شما را احاطه کرده بایستید نمیتوانید خاطره اش را فراموش کنید.منظره ای که بسیاری از مردم تجربه دیدنش را نداشته اند.

صعود آسان
کفشهای مناسب و خوب برای صخره نوردی کلید اولیه برای صعود بیشتر و آسانتر است. به همراه داشتن یک کوله پشتی مناسب و استاندارد شما را برای کوهنوردی، صخره نوردی و این قبیل سفرهاست. به این شکل که باید بتوانید مایحتاج چند روزه خود را در آن ذخیره کنید.

 

 

 

 

 

 
 
   ارسال کنندهقاسم محمد زاده
نگاشته شده توسط: kouhban | می 9, 2008

جايگاه كوه نوردي در ميان ساير ورزشها

 


جايگاه كوه نوردي در ميان ساير ورزشها

در ارزيابي شش ماهه اول سال مركز توسعه ورزش قهرماني سازمان تربيت بدني
فدراسيون كشتي عنوان نخست در توسعه قهرماني و فدراسيون تكواندو عنوان نخست در توسعه رشته ورزشي خود را به ‌دست آوردند.

بر پايه اين ارزيابي فدراسيون‌ها در سه محور توسعه ورزش قهرماني، توسعه رشته، مديريت اداري پيشتيباني كه مجموعا ۲۲محور فرعي (شاخص) دارد، به طور جداگانه و همچنين در مجموع سه محور اصلي و همين طور فعاليت ويژه مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند. همچنين امتيازات مكتسبه‌ي فدراسيون‌ها از800 امتياز محاسبه شده است.

اما آنچه براي ما حائز اهميت است ارزيابي فدراسيون كوه نوردي و امتيازي است كه اين فدراسيون در رده بندي فدراسيونها كسب نموده.

فدراسيون‌هاي برتر در بخش‌هاي توسعه قهرماني، توسعه رشته ورزشي و اداري پشتياني به شرح زير است:


توسعه قهرماني:
-۱كشتي ۳۲۳امتياز
-۲وزنه‌برداري ۳۰۵امتياز
-۳تكواندو ۲۸۴/۵امتياز

.

.

-33كوه نوردي 45 امتياز

 

در توسعه قهرماني، هم‌خواني فعاليت‌هاي فدراسيون‌ها با يكديگر از اهميت بسزايي برخوردار بوده و فدراسيون‌هايي كه فعاليت خود را بر اين مبنا انجام داده‌اند، امتياز بيشتري كسب خواهند كرد. مقام‌هاي كسب شده در المپيك، جهاني، بازي‌هاي آسيايي و قهرماني آسيا در اين بخش اهميت بسزايي داشته است.

 

توسعه رشته ورزشي:
-۱تكواندو ۲۱۳امتياز
-۲فوتبال ۱۸۶امتياز
-۳اسكي ۱۸۶امتياز

.

.

-23كوه نوردي 99 امتياز

 

در توسعه ورزش، فعاليت‌هاي فدراسيون، آموزش مربيان و داوران، مسابقات قهرماني كشور، ليگ كشوري و تعداد ورزشكاران سازماندهي شده از مهم‌ترين شاخص‌هاي ارزيابي عملكرد فدراسيون‌ها بوده است و در اين زمينه نيز عملكرد بر اساس تقويم ورزشي مورد توجه بوده است.

 

اداري پشتياني:
-۱اسكي ۱۶۲امتياز
-۲شنا شيرجه ۱۴۶امتياز
-۳وزنه‌برداري ۱۴۶امتياز

.

.

-22كوه نوردي 84 امتياز

 

در مديريت اداري – پشتيباني، تناسب نيروي انساني فدراسيون با وظايف محوله و گستردگي فعاليت‌ها، پاسخ‌گويي مناسب و به موقع مكاتبات، شفاف بودن فعاليت‌هاي مالي و كارآمد بودن سياست فدراسيون از مهم‌ترين شاخص‌هاي امتيازدهي بوده است.

 

مجموع امتيازات:
-۱تكواندو ۶۲۷/۵امتياز
-۲وزنه‌برداري ۵۹۲امتياز
-۳كشتي ۵۷۸امتياز

.

.

-31 كوه نوردي 228 امتياز

منبع

www.peonews.com

جايگاه كوه نوردي

 

تنها بخش قهرماني فعال در فدراسيون كوه نوردي، صعودهاي ورزشي است. اين بخش كه مدتي است با جدا شدن فدراسيون جهاني آن از فدراسيون كوه نوردي دست خوش تغييرات وسيع در دنيا شده، در ايران نيز قرار است تا جايگاه گسترده تري را كسب نمايد و احتمالا طي چند سالهاي آينده مي توان اميد داشت به عنوان فدراسيوني مستقل فعاليتهاي خود را تداوم بخشد. اما آنچه مشهود است نگاه كوه نوردان به اين رشته تاكنون همچون نگاه به يك طفل نامشروع است، و هيچگاه سعي نشده به مشكلات آن از ديد ورزشي قهرماني بنگرند. گردش اين بخش به دور خود طي چند سال اخير گوياي بي توجهي مسئولين به آن است.

گسترش ورزش قهرماني در شرايط كمبود امكانات همچون نبود سالنهاي اختصاصي، كمبود ديواره و گيره هاي استاندارد، نبود مربي روز دنيا، عدم تلفيق صحيح داخل سالن با طبيعت، مشخص نبودن نقش بدن سازي در پيشرفت درجه كار و ….. امري است غير ممكن. در كنار موارد مذكور همچنين مي توان به مشخص نبودن بودجه اختصاصي اين ورزش اشاره نمود و تنها اختصاص بخش تفكيك شده بودجه صعودهاي ورزشي همچون ساير كميته ها نمي تواند دردي از اين رشته دوا كند.

طبيعي است كمبودهاي ذكر شده موجب مي شود در زمينه توسعه رشته مذكور هم نتوانيم به ايدآلها برسيم. شايد بهترين الگو در زمينه رشد اين شاخه در كشورمان بتواند وارد كردن به مدارس و دانش سراها همچون اكثر كشورها باشد. امري كه نيازمند دقت و هزينه بالايي است.

البته در كنار سنگ نوردي داخل سالن بخشهاي قهرماني جوانتري هم در كوه نوردي فعالند، همچون مسابقات يخ نوردي كه در دنيا جايگاهي ويژه دارد و در ايران نيز چندسالي است به شكل پراكنده اجرا مي شود، ولي متولي خاصي ندارد و هنوز مشخص نيست آيا كميته صعودهاي ورزشي قصد فعاليت جدي در اين شاخه را دارد؟ و يا بخش برف و يخ نوردي در كميته كوه نوردي كه متولي آموزش در سطح كشور است در امر رقابتي نيز وارد خواهد شد (آيا مجاز به ورود به اين بخش مي باشد).

در بخش كوه پيمايي چند سالي رقابتهاي كوه پيمايي در سطح كشور انجام شد، اما بدليل حساسيت كمتر كوهپيمايان، در تغيير و تحولات چند سال اخير فدراسيون به فراموشي سپرده شد.

در بخش اسكي كوهستان هم كه متولي آن در سطح دنيا اتحاديه جهاني كوه نوردي است نه فدراسيون جهاني اسكي، به رغم برگزاري يكي دو دوره آموزشي توسط كوه اسكي بازان اسپانيايي، ظاهرا بخاطر هزينه بالاي لوازم و تجهيزات سرپرستان و روساي سالهاي قبل از آن گريزان بودند، اين رشته كه مي تواند مكمل فوق العاده اي براي كوه نوردي زمستانه و بهاره باشد، هم اكنون توسط برخي راهنمايان كوهستان فراگرفته شده، اميد آنكه با توجه فدراسيون كوه نوردي و همكاري كميته مربوطه با فدراسيون اسكي و آموزش اين رشته در وحله نخست به اسكي بازان بخصوص محليهاي اطراف پيستهاي اسكي بتوان در آينده شاهد پيشرفت آن در سطح كشور باشيم.

اما ارزيابي مركز سنجش سازمان تنها در بخش قهرماني صورت نگرفته بلكه به موارد ديگري نيز مي پردازد. آموزش مربيان و داوران، مسابقات قهرماني كشور، ليگ كشوري و تعداد ورزشكاران سازماندهي شده، ، تناسب نيروي انساني فدراسيون با وظايف محوله و گستردگي فعاليت‌ها، پاسخ‌گويي مناسب و به موقع مكاتبات، شفاف بودن فعاليت‌هاي مالي و كارآمد بودن سياست فدراسيون.

براستي تاكنون در اين موارد چه فعاليتهايي را صورت داده ايم كه از چنين جايگاهي برخورداريم؟!

بي شك اين ارزيابي گرچه ناقص است اما مي تواند الگويي مناسب براي فدراسيون جديد باشد. بايد منتظر بود و طي شش ماه و يك سال آينده شاهد پيشرفت يا عقب گرد فدراسيون در اين رده بندي باشيم.

 

نگاشته شده توسط: kouhban | می 7, 2008

آثار مختلف رنگها

رنگ آبی و بنفش: نور آبی – بر خلاف نور قرمز – رنگی غیر.
 
 

هر یک از رنگها از لحاظ روحی و عصبی و حتی زیستی و حیاتی آثار کیفی مخصوص به خود دارد؛ به طوری که امروزه رنگها در عالم طب و بهداشت و صنعت و حتی در زندگی روزمره کاربرد وسیعی پیدا کرده اند. می توان گفت که رنگها نشانه ای از حکمت خدایند.

رنگ قرمز:  قرمز و فروسرخ خاصیت حرارتی دارد و در اصطلاح به آن «رنگ گرم» گفته می شود. از لحاظ روانی، اثر محرک و هیجان آور دارد و در میان رنگها اثر تحریکی آن بیشتر است.

رنگ آبی و بنفش: نور آبی – بر خلاف نور قرمز – رنگی غیر فعال است و خاصیت آرامبخش و اثر تسکینی دارد.

با توجه به آثار روانی رنگ آبی و بنفش که در مواجهه با آنها انسان احساس آرامش مطبوعی می کند، تماس مدام با این رنگها – حتی اگر در سطح وسیعی باشد – خستگی و آثار سوء دیگر ایجاد نمی کند.

رنگ زرد: رنگی زنده و فعال و محرک (نه مانند رنگ قرمز) و مفرح است که در بیننده وجد و سرور ایجاد می کند، به طوری که در قرآن به اثر شادی بخشی آن در انسان اشاره شده است.

رنگ سبز: در بین هفت رنگ موجود در طیف نور سفید، رنگ وسط و متعادل است و اثر مفرح و آرامبخش ملایم دارد.

تردیدی نیست که با حذف رنگها از صحنه های طبیعت زیبایی و جمال طبیعت نیز از بین می رود که – با توجه به اصالت فطری حس زیبایی در انسان و نقش و اهمیت آن در زندگی، بخصوص حیات روحی وی – می توان به اهمیت وجود رنگها پی برد. از این رو، می توان وجود رنگها در عالم خلقت را یکی از بزرگترین نشانه های حکمت خدا معرفی کرد.

نگاشته شده توسط: kouhban | می 7, 2008

باغهای معلق بابل قسمت اول

بنابر نوشته های مشابه نویسندگان یونانی و رومی ،باغهای معلق سمیرامیس چه از نظر زیبایی و شكوه و چه از نظر تنوع گیاهان و گلها، در جهان آن روزگار بی مثال و بی همتا بود.

«روبرت كلدوی»،باستانشناس آلمانی،در سال 1277 در 90 كیلومتری جنوب بغداد، در سواحل رود فرات، جستجوی برای یافتن ویرانه ها و بقایای شهر غرق شده «بابل» را آغاز كرد.
بابل كه در عهد عتیق (تورات) از آن با همین نام یاد شده است، در تاریخ بیش از سه هزار ساله خود سه بار تا پی دیوارهای شهر منهدم شده و همواره دیگر بار از نو ساخته شد، و در نهایت این شهر در قرنهای 6و 5 پیش از میلاد تحت سلطه و حكمرانی فارسها و مقدونیها قرار گرفت.

بابل،نخستین شهر جهانی تاریخ بشریت، به خاطر سه اثر ساختمانی برجسته یعنی برج بابل، دیوارهای عظیم و مستحكم دور شهر و باغهای معلق سمیرامیس، مشهور شده بود.
كلدوی از سوی شركت «آلمان ــ مشرق زمین» در برلین ماموریت داشت به جستجوی این سه اثر هنری فنی عجیب بپردازد و آنها را از دل زمین حفاری كند. این باستانشناس 18 سال از عمر خود را در اجرای این مأموریت سپری كرد. او برای این كه بتواند با توده عظیم خرابه ها و ویرانه ها دست و پنجه نرم كند دستور داد یک خط كامل نقاله حفاری برای انجام این كار از اروپا به محل بیاورند.

سرانجام، با تلاشهای بسیار، كلدوی توانست برج بابل را بیابد؛ معبدی بزرگ و چند طبقه كه به افتخار خدای بابل «مردوک» برپا شده بود. از این اثر ساختمانی تنها تعدادی از پایه های اصلی بنا و تل عظیمی از آثار مخروبه باقیمانده بود. این باستانشناس ،در ادامه حفاری، توانست دیوار شهر بابل را نیز پیدا كند. دیوار به قدری عریض بود، كه دو ارابه اسب می توانستند روی آن به راحتی در كنار هم حركت كنند. این دیوار، تمام شهر، مجتمع قصرها و نیز یک قطعه زمین مسطح و بزرگ را در بر می گرفت. این قطعه زمین باحتمال پناهگاه مردم هنگام حمله احتمالی دشمن بود. او از این اثر ساختمانی عظیم نیز فقط پایه های اصلی دیوار و تل عظیمی از ویرانه ها را یافت. سر آخر نیز پس از تلاشی طولانی این پژوهشگر آلمانی توانست به باغهای معلق بابل دست یابد.
كلدوی بر اساس ادبیات جامع موجود درباره بابل قدیم تنها یک تصویر را درباره شكل ظاهری باغهای معلق سمیرامیس مجسم می كرد و آن این كه باحتمال باغ روی یک ساختمان مركزی با چندین ایوان قرار داشته که هر ایوان حدود 5 متر بالاتر از ایوان زیری خود واقع و با سطوح سنگی به طول 45/5 متر و عرض 35/1 متر مفروش بود. روی هر یک از سطوح سنگی، یک لایه حصیر آغشته به قیر و روی آن با دو لایه آجر كوره قرار داشت، روی این طبقه آجری ، یک لایه سرب ریخته شده بود كه از نشت رطوبت به طبقات زیرین جلوگیری می کرد.
در نهایت روی لایه سربی نیز ، یك لایه خاک به ارتفاع 3 متر قرار داشت كه باغ اصلی را تشكیل می داده است.

كلدوی پیروزمندانه به برلین گزارش داد: «من باغهای معلق را یافته ام» به این ترتیب باغهای معلق كه در فهرست اسامی عجایب هفتگانه

«آنتیپاتروس» در مقام دوم از آن نام برده شده،از تمام عجایب هفتگانه دیگر تاكنون كمتر مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته است. نكته مسلم آن است كه باغهای معلق در بابل قرار داشت و بنیانگذار آن پادشاه بابلی «نبوكدنصر دوم» (605- 562 پیش از میلاد) بود،كه حكومتش را به بالاترین حد شكوفایی تاریخ زمان خود رسانید. این باغ بنا باحتمال هدیه ای از طرف بخت النصر به همسرش، یک شاهزاده خانم ایرانی، بوده اما مشخص نیست كه این شاهزاده خانم به واقع هم نام ملكه افسانه ای آشوری «سمیرامیس» بود یا خیر؟
بنا بر گزارشهای تاریخی موجود، بخت النصر دستور داد باغهای معلق را بسازند تا غیبتهای طولانی خود را نزد ملكه جبران كند، و همچنین برای همسرش در جلگه فرات، خاطره كوچكی از كوهستانهای پوشیده از جنگل وطنش، ایران، را فراهم آورد.

بنابر نوشته های مشابه نویسندگان یونانی و رومی ،باغهای معلق سمیرامیس چه از نظر زیبایی و شكوه و چه از نظر تنوع گیاهان و گلها، در جهان آن روزگار بی مثال و بی همتا بود.

بخت النصر به تمام سربازان خود دستور داده بود كه هنگام لشكر كشی به سرزمینهای دور، هر آنچه را كه از گیاهان ناشناخته می دیدند، از ریشه در آورده و با سرعت، آنها را به بابل ارسال دارند. به این ترتیب در بابل یک باغ بزرگ رنگارنگ ایجاد شد كه نخستین باغ گیاه شناسی جهان به شمار می آمد. باحتمال هر یک از هفت ایوان، باغی مخصوص به خود داشت. از این رو به باغ بابل كلمه جمع

«باغهای معلق» گفته می شده است.

برده ها، به ویژه در تابستان كه درجه حرارت تا 50 درجه سانتیگراد بالا می رفت، بی وقفه از چاه آب می كشیدند و آن را به داخل شبكه های كوچک متعدد می راندند. درون حوضها و بركه های كوچک اردكها و مرغابیها شنا می كردند و قورباغه ها می خواندند. در حالی كه شهر بابل زیر تیغ آفتاب گرم تابستان بود، باغهای سمیرامیس، فارغ از محنت كم آبی و گرما، سبز و خرم بود.

***********************************

نقل از:

«شگفتیهای جهان باستان»

http://www.farya.com/id/221

«هرم جیزه و باغهای معلق بابل»

http://www.golha.net/ramtin882003/ajayebe.htm

نگاشته شده توسط: kouhban | می 7, 2008

غرق سكوت…

حرف هائی هست برای نگفتن ، که اگر گوشی نبود نمی گوئیم

و حرف هائی هست برای نگفتن، حرفهائی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورد…

و سرمایه هرکسی به اندازه حرف هائی است که برای نگفتن دارد

حرف های بی قرار و طاقت فرسا…

(استاد دكتر علي شريعتي)

« Newer Posts

دسته‌ها