افراد شركت كننده:
1- حسام نوريان (8312053) 2- فرهاد صفار مدل(8227803)
3- آرمين درويش (8333040) 4- شايان شفيعي نژاد (8333043)
5- حسن يدالهي (8327041) 6- احسان عسگريان (8231812)
7- پيمان كريمي (8231042) 8- حشمتالله ميرزايي (8312040)
9- سيد حسين پورشايستهفر (8328031) 10- محمد شمشيري (8128014)
11- مهدي زمردي (8128010) 12- پويان قاسمي (8333051)
به اضافه مربي و مهدي مصطفيلو به عنوان راهنما
آدرس غار: بعد از قم به سمت سلفچگان – اصفهان – اراك، جاده فرعي سمت راست به سمت سيمان دليجان، دوباره جاده فرعي سمت راست به سمت سيمان دليجان، سپس روستاي راوه را رد كرده و جاده به سمت غار كهك ادامه مييابد.
ما ساعت 6:45 از درب رشت پشت دانشگاه راه افتاديم و 10:45 ؟ دهنه غار بوديم. پاكوب به سمت دهنه غار كاملاً مشخص است و 5 دقيقه راه بيشتر نيست.
دهنه غار از پايين دامنه كوه اصلاً مشخص نيست و تنها در صورتي دهنه ديده ميشود كه دامنه كوه را بالا رفته باشي. غار دو دهنه دارد كه يكيش بسيار كوچك است و قابل رد شدن نيست و از دهنه ي ديگر ما با استفاده از نردبان طنابي پايين رفتيم، نياز به حمايت نبود ولي به علت ترس بيشتر بچهها، اكثراً با حمايت پايين رفتند. مسير به سمت ته غار، بسيار لغزنده است و بدون چراغ پيشاني احتمال خوردن زمين و مرگ و وجود دارد و داشتن چراغ پيشاني براي تك تك شركت كنندگان ضروري است
در مسيرهايي از غار احتمال سر خوردن و رفتن در چاه هفت الي هشت متري بسيار زياد است. كه يكي از بچهها به سمت چاه سر خورد ولي راهنما (آقاي مصطفيلو) پايش را دم دهنه چاه گذاشته بود و مانع از حادثه شد. بعد از 15 دقيقه به تالار 2 غار ميرسيم. لازم به ذكر است كه تا تالار 2 غار مسير كاملاً مشخص بود. بعد از تالار 2 بايد يك ديواره را بالا ميرفتيم و مسير بسيار تنگ ميشد. علت اين كه ساختار غار به اين صورت است، اينه كه: آب از دو سوراخ به فاصله 50 متر به غار نفوذ كرده و چنين شكلي به غار داده است و به همين علت عدهاي در آن جا موش نيز ديده بودند. بعد از تالار 2 غار مسير به سمت تالار آينه كه در واقع انتهاي غار است، به سمت پايين بود. مسير به حدي تنگ است كه گاهي يك كيف كمري هم اضافه است و براي آب خوردن تنها يك بطري كوچك كافي است مسير در ادامه طوري بود كه در بعضي جاها بايد به پشت ميخزيديم. براي افرادي كه سنگنوردي كار نكرده باشند. بقيهي مسير خطرناك است و بايد دست به سنگ خوبي داشت. مسير پايين ميرفت و دست به سنگ راحتي داشت و نهايت به تالار آينه ختم ميشد. البته از تالار 2، دو مسير براي رسيدن به تالار آينه وجود دارد كه يكيش تنگتر و دست به سنگ راحتتر و ديگري بازتر و دست به سنگ سختتر دارد كه ما رفت و برگشتمان از اولي بود. از تالار 2 ما تيم حمله 4 نفري (مهدي زمردي، شايان شفيعي نژاد، راهنما، حسام نوريان) تشكيل داديم و رفت و برگشتمان از تالار 2 تا تالار آينه 45/1 طول كشيد و وقتي به دهنه غار رسيديم، هنوز چند تا از بچهها در حال بالا رفتن به سمت دهنه غار بودند و ساعت 30/2 همگي بيرون بوديم. لازم به ذكر است كه بدون راهنما، رفتن به غار خطرناك است و تشخيص مسير رفت و برگشت بين تالار 2 و تالار آينه بسيار سخت است. البته همراه با ما گروه ديگري به غار آمده بودند كه اگر آنها نبودند شايد 15 دقيقه زودتر مسير بين تالار 2 و تالار آينه را طي ميكرديم. هوا در داخل غار بر عكس هواي بيرون بسيار گرم بود و تنها با يك تيشرت ميتوانستيم در غار باشيم. داشتن كلاه كاسك ضروري است ولي چون ما به تعداد نداشتيم، عدهاي براي دفع ضربه از كلاه پشمي نيز استفاده كردند. بهترين كفش نيز براي جلوگيري از سرخوردن Sportex ميباشد. بردن لباس گرم به غار كار غلطي است.
در نهايت ما 7 شب تهران بوديم.
سرپرست برنامه و نگارنده: حسام نوريان

